جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

74

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

نمونه‌هاى عالى نيكى و نيكويى كه دل را نرم و قلب را پرمهر كند ، بسيار دشوار است ، زيرا نظيرِ اين احساسات بشر دوستانه ، در سرزمين‌هاى پرآب و سرسبز و خرم بيشتر رشد مىكند نه در دوزخ بيابان ، و در نزد كامرانان يافت مىشود ، نه در ميان عقب‌ماندگان و محرومين اجتماعى كه كمبود مواد غذايى به آنها امكان انديشه و رشد را نمىدهد . وانگهى ، چند دهكده آباد جزيره در آن زمان را نبايد به حساب آورد ، زيرا آنها دهكده‌هاى مسخره و بىارزش ، پراكنده و كوچك ، غم‌انگيز و اندوهبارى بودند و به‌مثابه بيغوله‌هايى تاريك به‌شمار مىآمدند در ميان سرزمينى سوخته و سياه كه غارها ميان آنها فاصله انداخته بود و خود راهنما در آن گم مىشد و چهرهء زمين در آن گرفته به‌نظر مىرسيد . اما عمران و آبادى آن نيز به جهت هواى ناسازگار ، بحران فقر و بدبختى ، و دشوارى راه‌ها و سفرها و دورى از مراكز دنيا ، محروم بود و فقط در بعضى از نقاط « يثرب » و « طائف » رونق و ساخت و سازى وجود داشت . ثروتى نسبت به اين ويرانه‌ها ، پيدا مىشد ! اما مكه ، بتكده‌اى بيش نبود و مردم آن بازرگانان و سوداگرانى بودند كه از مقياس‌هاى زندگى آنان ، گرفتن جان انسان ، با درهم و دينار بود ! * * * زندگى سخت و ناگوار در دوزخ شن‌زار ، همراه با بدبختى و بيچارگى نسبت به امروز و توأم با يأس و نااميدى از فرداى تاريك و از دست‌رفته : چنين است وضع جزيرةالعرب ! و انسان آن : آيا شگفت‌انگيز نيست كه در اين سرزمين انسانى باشد ؟ در حالىكه در نزديكى آن ، سرزمينى وجود دارد پربركت ، سرسبز و خرم ، با خوراك و پوشاك فراوان و سرشار از وسايل زندگى بهتر ، و هركه در آن راهى يابد او را كفاف دهد . وجود اين انسان ، در اين سرزمين كه در ميان كوه‌ها و درياها و بيابان‌هايش